رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک، توئیتر، مای اسپیس و نظایر آن رسانه هایی هستند که کاربران در تولید محتوای آن مشارکت دارند، نسبت به یک پیام بازخورد همزمان می فرستند ونوعی ارتباط تعاملی به معنای واقعی شکل می گیرد. هیچ تعریف جهانی جامع و شناخته شده ای برای رسانههای اجتماعی مانند سایر تعاریف حوزه ارتباطات، وجود ندارد ، بریان سولیس در تعریف رسانههای اجتماعی میگوید، رسانههای اجتماعی از محتوای دموکراتیک تشکیل شده و درک درستی از روند نقش مردم دارد زیرا آنها تنها خوانندن و منتشر اطلاعات نیست بلکه آنها اطلاعات را تولید و برای دیگران به اشتراک می گذارند. همچنین تعریفی دیگر میگوید، رسانه های اجتماعی توصیف ابزارهای آنلاین است که مردم از آن برای اشتراک محتوا، پروفایلها، نظرات، دیدگاهها، تجربیات و افکار استفاده میکند. بنابراین رسانههای اجتماعی تسهیل کننده گفتوگو ها و کنشهای متقابل آنلاین بین گروههای از مردم است. این ابزارها شامل بلاگها، تابلوهای پیام، پادکست، میکرو بلاگ، نشانه گذاری ها، شبکه ها و ویکی هاست. برخی از تحلیلگران تعریف رسانه های اجتماعی را به عنوان یک اصطلاح قابل تعویض با وب 2 معرفی کرده اند. آنها اذعان می کنند، رسانههای اجتماعی با تعریف وب 2، توضیح نسل کنونی وب سایتهای تعاملی است که در آن پایگاههای داده ای اجاکسی و ار اس اس برای ارایه شخصی، انعطافپذیر و تجربه وب به وجود آمده است. وب سایتهایی که با استفاده فناوری وب 2.0 در عمق اجتماعی، تعامل، شکلگیری جامعه و وصل کردن طرحهای مشترک به کار می¬روند. و عدهای دیگر تاکید دارند که ابعاد اجتماعی، رسانه ها و شبکههای اجتماعی یک معنی میدهند و برای محدود کردن معنی رسانههای اجتماعی از تعریف شبکههای اجتماعی مانند فیس بوک، مای اسپیس و LinkedIn استفاده کرده اند. در عین حال آنها تاکید دارند که رسانه های اجتماعی اهداف خاص طرح ها را نیز دنبال می کند. از مدیریت دانش در ویکیپدیا و اشتراک عکس در فیلکر و فیلم در یوتیوب به جامعه آگاهی می دهد.
خاطره ها ، دلیل های قشنگی واسه زندگین.
حتی تلخ بودنشون هم بی دلیل نیست.
گاهی وقتی از تمام دنیا خسته می شی، با برگشتن به یه خاطره ی خوب...تموم وجودت پر از انرژی میشه...
یاد اونایی می افتی که سالهاست از بین رفتن...یاد خاطراتت با اونها...
چقدر اون سالها قشنگ بودن !
اما چقدر دور و دست نیافتنی به نظر میان ...
دلم اونقدر تنگ شده
برای کوکب خانم،حسنک ،قصه ی دو کاج و سیمهای تلفن،تصمیم کبری،رنج و گنج،روباه و زاغ...
ریز علی ،پترس فداکاری که تازه فهمیدم داستانش واقعی نبوده !
اون کتابها...اون درسها...

از آنجایی که امروزه تکنولوژی های نوین ارتباطی، وسایل جمعی، رهبران فکری و گروه های مرجع و بالاخره نهاد روابط عمومی در داخل سازمان های رسمی – غیررسمی نقش بسیاری در ایجاد، شکل دهی و هدایت افکار عمومی دارند و بسیاری از این طریق تولید مقبولیت و مشروعیت برای کارگزاران اجتماعی – سیاسی می نمایند، برخورداری از دانش و شم روابط عمومی و مشارکت دادن اصحاب روابط عمومی بسیار می تواند در اقناع و رضایت مخاطبان موثر باشد. این امر بویژه در زمانی که بحران های اجتماعی – سازمانی پدیدار می شوند از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار می شوند در این حالت لازم است ضمن توجه به اصول حرفه ای و اخلاقی روابط عمومی، انرژی مضاعف و به دور از روزمرگی و با رعایت اصل بی طرفی، صداقت، اعتدال و نوآوری امکان تعامل و گفتمان را با لایه های مختلف اجتماعی – سازمانی فراهم آورند و با توجه به تفاهم و خواست جمعی در جهت باز تولید و تقویت احساس تعلق، هویت و همبستگی درون و برون سازمانی کوشید و از این طریق روابط عمومی درسازمان را بعنوان یک مرجع بی طرف و مورد وثوق و اعتماد در سازمان که همزمان به خواست جمعی کلیه کنشگران در سطوح مختلف بهاء می دهند، شناساند.
بدیهی است رسیدن به این ظرفیت و منزلت برای روابط عمومی از طریق خودباوری مدیران
روابط عمومی و مدیران عالی، استقلال عمل، شایسته سالاری، گسترش فضای رقابتی، اصلاح رویه ها و قوانین و ارتقای تشکیلاتی جایگاه روابط عمومی، سازمانها، تقویت دوره های کارآموزی و
پایان نامه های تحصیلی در آموزش عالی در بلند مدت امکان پذیر است.
سوءاستفاده و سلطه جويي به طور طبيعي به سبك و كيفيت رابطه بين دو فرد مربوط مي شود. اين مسئله به طور كلي به رشد شخصيت افراد كه مشتمل بر دو بخش است، ارتباط دارد. در بخش مقدماتي روابط انساني را مد نظر قرار مي دهيم و در بخش دوم به سطوح رشد رفتار كه شامل ابعاد شناختي، عاطفي و اجتماعي است، توجه كرده و آنرا مي شكافيم.
دكتر رضا شريفي از سوءاستفاده گري در تعامل بين دو طرف، به سلطه جويي و سلطه پذيري تعبير مي كند و معتقد است اين نوع سوء رفتار ريشه هاي اجتماعي و رواني دارد. فرهنگ حاكم در جامعه القا كننده سبك زندگي است و در رفتار افراد سلطه جو تأثير سبك زندگي اجتماعي بسيار مؤثر است.
او بر اين باور است كه مي بايست در سبك زندگي، دو پديده «تعالي» و« ترقي» را مورد توجه قرار داد و به سوگيري افراد در سبك زندگي رو به تعالي يا رو به ترقي تأكيد داشت. نسل جوان بيشتر به دنبال ترقي هستند و فرهنگ هاي متعارف فعلي نيز با اين رويه همسو بوده و افراد را به ترقي تحريك مي كنند و دغدغه زندگي هاي امروزي در سبك زندگي رو به ترقي است.
كسي كه در جستجوي تعالي است به لحاظ پايبندي اخلاقي تابع نفع گرايي تام نبوده و گاهي به لحاظ تعالي نيز در زندگي، اخلاقي عمل مي كند. نكته مهم آن است كه افرادي كه به تعالي گرايش دارند ممكن است در دراز مدت نيز ترقي در پي داشته باشد.
افراد در تقويم رشد خود در بعدهاي مختلفي رشد مي كنند كه به ابعاد اخلاقي شناختي و عاطفي اجتماعي تقسيم بندي مي شوند. افراد سوءاستفاده گر اغلب درك اخلاقي درستي از قبح رفتار خود ندارند و لذت جويي را مد نظر قرار مي دهند. اين افراد غالباً كودكانه فكر مي كنند. در سطح بعدي كه سطح متوسط و متعارف است، افراد سوءاستفاده گر در جستجوي تأييد هستند و اين تأييد ملاك ارزيابي رفتار آنهاست. به اعتقاد او اكثر مردم در اين سطح قرار دارند و تآثير شرايط بيروني را بر ارزيابي خود مؤثر مي دانند. درصد كمي از افراد در جامعه رشد شناختي بالاتر از سطح متعارف دارند كه به نوعي درك شناختي ويژه و رشد اخلاقي منحصر به فردي دست پيدا كرده اند. وقتي فرد به رشد اخلاقي رسيده باشد تابع شرايط نبوده و انحصاري عمل مي كند. او درك شناختي خوبي از واقعيت دارد و داراي رشد اخلاقي مطلوبي است.
افراد گاهي هيجاني و خشمگين مي شوند و ممكن است از خود سوء رفتار نشان دهند. كساني كه در خانواده رشد عاطفي خوبي نكرده اند و احساس صميميت و همدلي با ديگران ندارند؛ افرادي سوءاستفاده گر بار مي آيند و همه چيز را حتي انسان ها را نيز براي خود مي خواهند. هيچگاه در روابط عاطفي خود عشق نمي ورزند و براي لذت جويي شخصي، ديگران را فداي منافع خود مي كنند و ابراز علاقه و عشقشان خالصانه نيست. اين روابط ممكن است حتي بين والدين و فرزندان هم وجود داشته باشد و تا زماني كه والدين با افكار فرزند خود همسو رفتار مي كنند؛ دوست داشتني هستند! زماني كه فرد در تضاد قرار مي گيرد، احساس خصومت و سلطه جويي تحريك مي شود و سعي مي كند با شيوه هاي مختلف فريب و سلطه جويي، طرف مقابل را مطيع خود كند.
فرد سوءاستفاده گر از طرق مختلف، مخاطب خود را مورد سوءاستفاده قرار مي دهد. كه يكي از آن روشها سلطه جويي استبدادي و پرخاشگرانه به شيوه ياد شده است. نوع دوم، سبك فريب كارانه است كه فرد با حيله گري و دروغ و شيوه هاي غير اخلاقي سعي بر تسلط بر ديگري دارد. همه انسان ها زماني كه فقط به نفع خود مي انديشند و تعامل در روابط آنها راهي ندارد، از اين شيوه هاي منفي براي برتري و اعمال نظر خود استفاده مي كنند و به افرادي سوءاستفاده گر تبديل مي شوند.
حال بايد ديد كه چگونه مي توان افراد سوءاستفاده گر را شناسايي كرد؛ اين افراد اغلب عصباني هستند و توافق و انعطاف پذيري پاييني دارند. همچنين حيله گر بوده و وجدان اخلاقي خيلي كمي دارند.
پرورش علاقه اجتماعي در مردم، ترويج ارزش هاي متعالي در جامعه و پرورش فرزنداني جرأت مند و هشيار در خانواده ها، براي مقابله با افراد سوءاستفاده گر، راهكارهاي مناسبي به نظر مي رسد.